نظام فکری-» آزاد اندیشی، تولید علم و جنبش نرم افزاری

هر چيزي که يک آزادانديش مسلمان بايد بداند... - بازديد از آرشیو موضوعی پیشنهاد میشود

هشدار استراتژیک درباره کاهش جمعیت شیعه و ازدیاد وهابیان آمریکایی!
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٢/٢٢  
دوستان عزیز! به مظلومیت ولی شیعه که این بحث را باید جدی بگیریم/با اتکا به توان نیروهای متعهد و باسوادحزب اللهی می توان برنامه های راهبردی وکارهای فرهنگی متعددی راآغاز کرد،حتی بانوشتن یک خط در نشریات یا سایتها وهمچنین با ازدیاد جمعیت خانواده خود و تشویق دوستان به ازدیاد جمعیت و روشنگری در محافل خانوادگی و دوستانه و علمی! چرا دولت و مجلس بطور جدی وارد عمل نمی شوند! چرا حوزه و دانشگاه این خطر راهبردی را نمی فهمند و اقدام عملی جدی نمی بینیم؟ چرا سکوت؟! جوابی به نسل های آینده بشر و مسلمین و اولیای حق داریم؟
 
 
نتیجه تداوم سیاست های اشتباه:
فاجعه جمعیتی ایران در راه است / ایران 31 میلیونی!
صهیون پژوه/ بر اساس سناریو رشد پایین جمعیتی که سازمان ملل متحد در سال 2010 منتشر کرده است اگر ایران به همین صورت به ادامه جایگزینی جمعیتی بپردازد و برنامه ای برای تعادل آن نداشته باشد در 80 سال آینده جمعیت 31 میلیونی را تجربه خواهد کرد که 47 درصد آن را افراد سالمند بالای 60 سال را در برمی گیرند و این درحالی است که در خاورمیانه کشورهای عربستان و قطر دارای بیشترین رشد جمعیتی در میان سایر کشورهای منطقه هستند.

به گزارش پایگاه 598، یکی از مقوله های بسیار مهمی که در حال حاضر مورد بحث و ارزیابی است ضریب رشد جمعیتی و نسبت آن به توسعه اقتصادی در کشورهای جهان است.بر اساس تحقیقاتی که صورت گرفته است در آینده کشورهای که دارای نیروی کار متخصص و فعال باشند می تواند مدیریت آتی جهان و یکی از مدیران اجرایی قوی آن باشند.چرا نتایج به دست آمده از آمارهای جهانی رشد جمعتی در بسیاری از کشورهای جهان پائین آمده و به سمت طراز منفی در حال حرکت است که البته ایران نیز از این داستان مستثنی نیست.

 در ادامه مطلب متن کامل این تحلیل و دهها لینک مفید در این باره را ببینید:...


کلمات کلیدی: کنترل جمعیت ،دشمن شناسی
 
نامه ی طلاب اصفهان به علّامه مصباح یزدی (حفظه الله)
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٠  

آیت الله مصباح یزدی

بِسمِ اللَهِ الرَّحَمنِ الرَّحِیمِ

إِنَّ اللَّهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ خَوَّانٍ کَفُورٍ (الحج:38)

«بنده هم به سهم خودم قدر آقای مصباح را می‌دانم. واقعا می‌دانم که ایشان در کشور و برای اسلام چه وزنه‌ای هستند و حقا و انصافا ما امروز نظیر ایشان را – حالا به این تعبیر بگوییم – خیلی نادر نظیر آقای مصباح ممکن است وجود داشته باشد با این وزانت علمی و عمق علمی و احاطه و وسعت و با این آگاهی و بینش و صفا. این سه جهت در ایشان جمع است؛ هم علم، هم بصیرت به معنای حقیقی کلمه و هم صفا. این سه تا ، با هم در وجود ایشان خیلی ارزشمند است. خداوند متعال انشاء ‌ا... وجود ایشان را برای ما و انقلاب محفوظ بدارد و وجود ایشان را سالم بدارد تا همه بتوانند از برکات ایشان استفاده نمایند.»[1](مقام معظّم رهبری حضرت آیةالله العظمی امام خامنه­ایأدام الله ظله)

خدمت خادم صادق مقام ولایت مطلقۀ فقیه، حضرت آیةالله علامه مصباح یزدیدامت برکاته؛

سلام علیکم و رحمة الله

درد دل کسانی که از خواندن آن بی ادبی دلْ­خون گشته­اند در این وجیزه نمی­گنجد؛ لکن انجام وظیفه در همین حدِ کوتاه شاید مشتی باشد که نشانۀ خروار است.

عمار ولی!

این شب نامه­ها، این توهین­ها، این جسارت­ها در این طیف زمانی گسترده؛ چه در زمان دوم خردادی­ها و چه در زمان کنونی، همه و همه در جواب جُرم شما در مقابل انقلاب اسلامی است. چه جرمی؟ جرم «بصیرت و شناخت خطوط انحرافی» ، جرم «اعلام درک خود از قضایا» ، جرم «دفاع بی­کران از مقام ولایت فقیه» ، جرم «خود ندیدن در برابر ولی» ، جرم «پایداری در اصول انقلاب اسلامی»، جرم «تربیت شاگرادانی انقلابی و مطیع ولایت» و خدمات ارزشمند دیگر. و تحمل این همه، چه کم دارد از ایستادگی اصحاب ابی­عبدالله در برابر تهاجم­ها؟! هنیئاً لک یا مصباحَ الأمّة.

شما در پیشگاه مدّعیانِ انقلابِ اسلامی محکوم شده­اید؛ محکوم به پایداری و دفاع از ولایت و اسلام. تبعید و محکومیت این حکم را نیز در دوران دفاع مقدس؛ با حضور خودتان و دستْ پروردگان عزیزتان در جبهه­ها و مناطق عملیاتی، مناظراتتان با کمونیست­ها و مارکسیست­ها، برخوردهایتان با فرقانی­ها، تبیین­های پیش از نماز جمعه، توهین­های پی در پی روزنامه­های زنجیره­ای به شما، افشاگری انحرافات زمان ما و . . .  گذرانده­اید. این همه نشانگر آگاهی به زمان و موقعیت شناسی مثال زدنی حضرتتان است.

مطهری زمان!

اکنون که تفکر جامعۀ اسلامی به سن بلوغ خود نزدیک گشته، روی به مباحث اصیل اسلامی آورده و تفکر اسلامیِ عالمی فرزانه، چون جنابعالی در جامعه درحال نفوذ است؛ از بعضی تفکرات، غیر از این فعالیت­های قبیحانه  انتظاری نمی­رود که اگر غیر از این می­کردند جای تعجب داشت.

ـ اگر با وجود عالمی چون شما، عنوان طلبگی بر ما صدق کندـ بعنوان جمعی از طلاب اصفهان بر آن شدیم که نامه­ای به محضرتان نگاشته، علاوه بر ذکر گوشه­ای ناچیز از مجاهدت­هایتان، چند خطی در جواب آن نامۀ ناشیانه قلم بزنیم. و البته چه حرکت بجایی از دوستان و یاران دیگرمان مشاهده کردیم.

بنظر می­رسد اینان با حمله به جبهۀ تابع شما ـ که حقیقتاً تابع مسیر شما در راه ولایت است ـ توهّمات «فتح سنگر به سنگر» را در سر می­پرورانند. جبهه پایداری را متّهم به ارتباط با جریان انحراف می­کنند که خوب است در این باره به مصاحبه­ها و سخنرانی­های اعضای جبهه مراجعه کنند.

خار چشم دشمنان!

به نگارندگان آن نامه ـ که فعلاً عنوان «اغفال شده» و در صورت ادامۀ چنین روندی، عنوان «مغرض» بر آنها اطلاق می­کنیم ـ متذکر می­شویم؛ علت شکاف میان نیروهای انقلاب، اختلاف میان جبهه متحد و جبهه پایداری نیست بلکه کم کاری و کجروی برخی از همان به اصطلاح نیروهای انقلابی است که خلاف مرام انقلاب و مشی مقام معظم رهبریحفظه الله (حرکت بر محور حق) می­باشد. این حق، گاه در وحدت و گاه در رقابت تبلور می­نماید.

بر أدنی آشنای با مباحث اسلامی آشکار است که حق و باطل در عصر غیبت با حجّیت ولی امر مسلمین شناخته می­گردد، و مقام معظم ولایتأیّده الله این حق و باطل را با ملاک «گرایش به کانون­های قدرت و ثروت» برای ما مشخص نموده­اند. حال کیست که پایش را از دایرۀ حق بیرون کشیده و موجبات اختلاف را فراهم کرده؟ حتما اجماع بر باطل نیز مد نظر نیست!

این نابخردان ناشی، از نرسیدن نامه­ای به دست شما صحبت کرده­اند که توسط یکی از خبرگزاری­های مدّعی اخلاق و تدیّن منتشر شد! درحالیکه هنوز برای افکار آحاد مؤمنین امت اسلامی ایران این سؤال مطرح است که کاتبان آن جسارت­نامه دارای هویّت حقیقی می­باشند و از ترس مؤمنین خود را معرفی نکرده­اند یا اینکه . . . ؟؟!!

در نامة ظاهراً خطاب به شما از بی­اخلاقی، دروغ­گویی و خلف وعده­های متدینین حاضر در جبهه پایداری سخن گفته شده؛ آری! مفهوم کلی «شریک الباری» نیز مصداقی در خارج ندارد و کلی گویی چه آسان است. مضافاً بر اینکه در همان نامه، چند دروغ و تهمت بود که قصد سخن راندن پیرامون آن را نداریم.

ودر آن نامه مدعی شده­اند که شاگردانتان تعلقی به تفکر شما ندارند اما دیدیم که خیال باطلی بود و این در کلام یکی از شاگردانتان به زیبایی پاسخ داده شد و جناب حجة الإسلام سید محمود نبویان در جواب تهمتی که در نامه بدیشان زده شده فرموده­اند: «افتخار بنده این است که در جبهه پایداری هستم که در راس آن حضرت علامه مصباح قرار دارد و من 15 -16 سال افتخار شاگردی او را دارم و این را به هیچ چیزی عوض نمی‏کنم»[2]

آیا خبرگزاری «مهر» که اینگونه به بازتاب نامه­ای بدون امضا و هویتْ مبادرت می­ورزد، امثال این نامه را نیز بازتاب خواهد کرد؟!! امیدواریم.

جمعی از طلاب حوزۀ علمیّۀ اصفهان

موسسه عصر یادگار انبیاء


 
ماجرای "قهوه‌خانه میکونوس" و سیلی محکمی که اروپا از همین حسینیه خورد!
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٥/۱٩  
ماجرای "گفت‌وگوهای انتقادی"، "قهوه‌خانه میکونوس" و سیلی محکمی که اروپا از همین حسینیه خورد!

اشاره: نگاه کلان راهبردی و همه جانبه به مسائل کشور و تنظیم فهرست نقاط قوت وضعف نظام آخرین مطالبه رهبر انقلاب از نخبگان حوزوی و دانشگاهی در دیدار اخیر خود با کارگزاران نظام است. رویکرد متفاوت ایشان به مسائل کلان و بیان فهرستی از نقاط ضعف و قوت نظام را شاید بتوان نقطه عطفی در پرداختن نخبگان به مسائل کشور در فضای عمومی دانست.

ایشان در تبیین این نگاه فرمودند: «من با یک نگاه دیگرى مسائل کلى کشور را مطرح میکنم، و این براى ما مهم است. چرا مهم است؟ اولاً اطلاع از وضع کلى کشور و اینکه ما کجا قرار داریم، به کجا رسیده‌ایم، از کدام طرف باید برویم، خیلى مهم است، همیشه مهم است؛ لیکن امروز بالخصوص اهمیت بیشترى دارد و شاید بشود گفت به خاطر اوضاعى که بر دنیا حاکم است، اهمیت مضاعفى دارد.خب، در یک چنین شرائطى، ما باید خودمان را یک بازشناسى بکنیم، ببینیم ما در چه وضعى هستیم. البته در این نگاه کلى بایستى واقع‌بینانه نگاه کنیم؛ خودمان را نبایستى دچار خطا کنیم؛ یکسونگرى نکنیم. ما نقاط مثبتى داریم، نقاط منفى‌اى هم داریم؛ هر دو را ببینیم.»

و همین سخنان بهانه‌ای شد برای انتشار سلسله مطالبی با رویکرد نقاط ضعف و قوت نظام و آنکه کجا بوده‌ایم، کجا ایستاده‌ایم و به کجا می‌رویم؟
 

تنش‌زدایی در سیاست خارجی. اگر مواضع مسئولین ارشد سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دهه 70 و اوایل دهه 80 را بررسی کنیم، شاید پر بسامدترین واژه، همین اصطلاح باشد. رویکردی که بر مبنای آن دولت‌های پس از جنگ حداقل به مدت 16 سال تلاش کردند، به شیوه‌های مختلف حسن نیت خود را به طرف‌های خارجی ثابت کرده و از طرف مقابل اعتماد و روابط حسنه طلب کنند.

هر چند در سال‌های ابتدایی این تغییر رویکرد در سیاست خارجی ایران انقلابی که به تازگی از جنگی هشت ساله در مقابل همه تحریم‌های جهانی، پیروز بیرون آمده بود - به دلیل اعتماد زیاد به دولت هاشمی رفسنجانی، و فضای بسته مطبوعاتی حاکم بر دولت سازندگی ـ انتقادهای چندانی رسانه‌ای نشد، اما تدریجا و با نمایان شدن تاثیرات این منش در روابط جمهوری اسلامی با کشورها انتقادات جریانات انقلابی به رسانه‌ها کشیده شد.

آنچه در این انتقادات از همه پررنگ‌تر بود، کوتاه آمدن از اصول انقلابی در سیاست خارجی به بهانه تنش‌زدایی و ایجاد فرصت چیرگی برای طرف مقابل با کوتاه آمدن‌های غیر موجه به امید رسیدن به جایگاهی مقبول در میان قدرت‌های جهانی بود. رویکردی که در سال‌های بعد و دولت اصلاحات نیز ادامه داشت و در دیدار اخیر رهبر معظم انقلاب با کارگزاران نظام مورد انتقاد قرار گرفت: «هر وقت ما کوتاه آمدیم، یک خرده‌اى سست برخورد کردیم، آنها پرروتر شدند. نخیر؛ ایستادگى جمهورى اسلامى، تصریح به شعارهاى انقلاب، تصریح به مبانى انقلاب، عزت ما را در دنیا بیشتر کرده است.»


کلمات کلیدی:
 
پاسخ شیخ صدوق(ره) به شبهه تخریب مسجد الحرام در مختارنامه
ساعت ٧:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱۱/۱٤  


گروه فرهنگی رجانیوز ـ طبق آیات قرآن خداوند هرکس را که ظالمانه و ملحدانه نسبت به کعبه قصد سوء داشته باشد عذابی دردناک می چشاند: "و من یرد فیه بالحادٍ بظلمٍ نذقه من عذابٍ الیم"(سوره حج- آیه 25) بر اساس این سنت تغییر ناپذیر و حکم جاودانه ی الهی واقعه ای که در عام الفیل روی داد و در آن سپاه ابرهه به عذاب الهی گرفتار آمد، اتفاقی منحصر به فرد یا تصادفی نیست.

اما در خصوص پناهنده شدن ابن زبیر و حمله ی حجّاج ثقفی به کعبه و ویران کردن خانه ی خدا اتفاقی نیافتاد. سوال این است که در واقعه ی اهانت به مسجد الحرام و تخریب کعبه چرا آنچه درباره ی اصحاب فیل جاری شد بر سر حجّاج نیامد؟

شیخ صدوق اینگونه پاسخ می دهد:
زیرا هدف حجّاج دستگیری ابن زبیر بود و نه ویرانی کعبه و ابن زبیر ضدّ حق یعنی مخالف حضرت سجّاد علیه السلام بود. وقتی این مرد ضدّ حق در کعبه متحصن شد خداوند اراده فرمود برای مردم بیان کند که به او پناه نخواهد داد از این رو مهلت داد تا کعبه را بر سر او ویران کنند.(من لا یحضر- ج2 – ص 249)

آیت الله جوادی آملی در کتاب صهبای حج پس از ذکر این نکته اضافه می کند:
پس تفاوت ابرهه و حجّاج دراین است که ابرهه ی ستمگر قصد داشت قبله و مطاف حنفا را ویران سازد اما حجّاج ستمگر قصد بدی نسبت به کعبه نداشت. مقصود وی در آن هنگام فقط تسلّط بر ستمگری همچون خود او بود که امام زمان خویش یعنی حضرت سید الشهدا و امام سجاد علیهما السلام را نشناخت... از این واقعه به خوبی روشن می شود که ضدیت با ولایت و امامت آنچنان مطرود است که هرکس با مقام رهبری امام معصوم علیه السلام مخالف است و او را تنها می گذارد و یاری نمی کند بلکه در برابر او موضع می گیرد و خود داعیه ی خام رهبری را در سر می پروراند، اگر در کعبه هم پناه ببرد از امان خاص الهی برخوردار نیست. از این حادثه قدر امام و حرمت ولایت و عزت الهی به خوبی دانسته می شود.(جرعه ای از صهبای حج- ولایت روح حج- صص 49)


کلمات کلیدی: متفرقه
 
بیانات امام خامنه‌ای در دیدار طلبه‌های قم‏
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۸/٢٧  

نسخه خام متن (متن کامل)

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةاللَّه فى الأرضین‌.

السّلام علیک ایّتها السّیّدة یا فاطمة المعصومة یا بنت موسى‌بن‌جعفر علیک و على ابائک الطّیّبین الطّاهرین المعصومین افضل الصّلاة و السّلام‌.

تقارن این دیدار بسیار باعظمت ما، که حضور برجسته‌ى اساتید، بزرگان، فضلا و آحاد طلاب عزیز حوزه‌ى علمیه‌ى قم به آن عظمت بخشیده است، با میلاد مسعود حضرت على‌بن‌موسى‌الرضا (علیه الاف التّحیّة و الثّناء) و همچنین ولادت خواهر بزرگوار ایشان، حضرت فاطمه‌ى معصومه (سلام اللَّه علیها) ما را به یاد حرکت عظیم و مبارک این برادر و خواهر و هجرت پرمعناى این دو بزرگوار مى‌اندازد؛ که بدون تردید در تاریخ ملت ایران و تاریخ تشیع، یک حرکت سازنده و تأثیرگذار بوده است.

 بدون تردید نقش حضرت معصومه (سلام اللَّه علیها) در قم شدن قم و عظمت‌ یافتن این شهر عریقِ مذهبىِ تاریخى، یک نقش ما لا کلام فیه است. این بانوى بزرگوار، این دختر جوانِ تربیت‌شده‌ى دامان اهل‌بیت پیغمبر، با حرکت خود در جمع یاران و اصحاب و دوستان ائمه (علیهم‌السّلام) و عبور از شهرهاى مختلف و پاشیدن بذر معرفت و ولایت در طول مسیر در میان مردم و بعد رسیدن به این منطقه و فرود آمدن در قم، موجب شده است که این شهر به عنوان پایگاه اصلى معارف اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) در آن دوره‌ى ظلمانى و تاریکِ حکومت جباران بدرخشد و پایگاهى بشود که انوار علم و انوار معارف اهل‌بیت را به سراسر دنیاى اسلام از شرق و غرب منتقل کند.

 امروز هم مرکز معرفتى دنیاى اسلام، شهر قم است. امروز هم مثل همان دوران، قم قلب فعال و متحرکى است که میتواند و میباید خون معرفت و بصیرت و بیدارى و آگاهى را در سرتاسر پیکر امت اسلامى پمپاژ کند. در آن روز، اولین کتابهاى فقه و معارف شیعه و پیروان اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) از قم صادر شد. کتابهاى اساسى مورد اعتماد و اتکاى فقیهان و عالمان و محدثان در شهر قم به وسیله‌ى حوزه‌ى قم به وجود آمد. کتاب «نوادر الحکمه»ى محمد بن احمد بن یحیى، کتاب «بصائر الدرجات» صفار، کتاب «الشرایع» على بن بابویه قمى، کتاب «محاسن» برقى، کتب احمد بن محمد بن عیسى و ده‌ها و صدها کتاب دیگر در این پایگاه معرفتى به وجود آمد و تولید شد. شخصیتهائى در اینجا پرورش یافتند که وقتى به اقطار عالم اسلامى سفر میکردند، محفل آنها محفل فیض بود. شیخ صدوق (رضوان اللَّه علیه) که جزو نسل سومى‌ها و چهارمى‌هاى این  حرکت عظیم است، وقتى به بغداد رفت - که بغداد مرکز شیعه و مرکز حدیث بود - در پاى منبر او علما و فضلا و بزرگانى جمع شدند و از او استفاده کردند. لذا ملاحظه میکنید که شیخ صدوق، شیخ و استاد مفید (رضوان اللَّه علیهما) است. بنابراین قم شد مرکز.

امروز هم قم مرکز است. در اینجا در طول سالهاى متمادى، ده‌ها هزار پروانه‌ى عاشق، گرد شمع معارف اهل‌بیت حرکت میکنند، علم مى‌آموزند، معرفت مى‌آموزند، با مشکلاتِ بسیار دست و پنجه نرم میکنند، هدفهاى عالى و معنوى را در نظر میگیرند و بدون توجه به این مشکلات پیش میروند. شاید در دنیا کمتر شهرى سراغ داریم، شاید هم سراغ نداریم که این تعداد عظیم، انسانهاى دنبال فراگیرى دانش دین و معرفت و معنویت و سلوک جمعى، از زن و مرد مشغول تلاش و کار باشند و شب و روز مجاهدت معنوى و علمى و فرهنگى کنند. این حوزه‌ى امروز قم است، با این موقعیت ممتاز جهانى؛ آن هم سابقه‌ى قم است، که اولین حوزه‌ى اساسىِ مهم تشیع در این شهر تشکیل شده است و بزرگانى از قبیل شیخ کلینى و شیخ صدوق و دیگران بهره‌مندان از این چشمه‌ى فیض بوده‌اند، که آثار آنها نگهدارنده‌ى معارف اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در طول قرنهاى متمادى بوده است...